تولید علوم انسانی و اسلامی با توجه به فلسفه مضاف

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی شورای بررسی متون و کتب علوم انسانی به تقل از خبرگزاری مهر، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه همه ساله همزمان با روز جهانی فلسفه همایش هایی را با محوریت اندیشمندان و صاحبنظران حوزه فلسفه و حکمت اسلامی برگزار کرده است. برگزاری همایش ملی فلسفه مضاف در سال جاری نیز بهانه ای شد تا  گفتگویی با حجت الاسلام و المسلمین دکتر ابوالحسن غفاری مدیر محترم گروه فلسفه پژوهشکده حکمت و دین پژوهی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی داشته باشیم.

متن کامل این گفتگو به شرح زیر است:

*به عنوان اولین سوال تعریفی از فلسفه مضاف بفرمایید؟

فلسفه یا فلسفه های مضاف از دانش هایی است که در دوره جدید و به ویژه دوره معاصر شکل گرفته است و به دلیل تازه گی و جدید التأسیس بودن آن نیازمند مطالعه و پژوهش و در نتیجه آشنایی بیشتر با آن است. در این پژوهش آنچه بیشتر باید مورد توجه قرار گیرد نسبت فلسفه مضاف با فلسفه مطلق، ضرورت فلسفه مضاف، انواع و اقسام فلسفه مضاف، روش پژوهش در فلسفه مضاف و غیره است. بدون تردید در سال های اخیر در این باره گفتگوهای زیادی از سوی اصحاب علم و دانش صورت گرفته و کتاب و مقالات گوناگونی به رشته تحریر در آمده است اما همچنان زوایای بسیاری از فلسفه مضاف باید مورد بحث و بررسی قرار گرفته و تضارب آراء در حد گسترده صورت گیرد.

*تعریف یا تعاریف فلسفه مضاف از دیدگاه اندیشمندان معاصر اسلامی چیست؟

در کشور ما تعریف ها و تلقی های گوناگونی از فلسفه مضاف وجود دارد برخی در معرفی فلسفه مضاف آن را کاوش پیرامون علل غایی، فاعلی، صوری و مادی علوم مختلف می دانند و این همان چیزی است که از هنگام تدوین علوم به صورتی هرچند مختصردر بدو ورود به هر علم تحت عنوان رئوس ثمانیه علم به بحث گذارده می شده است. برخی دیگر  فلسفه مضاف را تبيين اصول و مبانى و به اصطلاح مبادى علم ديگر می دانند که گاهی در آن از مسائل دیگری نیز مانند تاريخچه علم، بنيانگذار، هدف و روش تحقيق علم نیز بحث و گفتگو می شود؛ نظير مطالب هشتگانه ‌اى كه سابقاً در مقدمه كتاب ذكر می شد و به نام رؤوس ثمانيه ناميده مى‌شده است.

برخی دیگر آن را دانش مطالعه ­ی فرانگر عقلانی می دانند که در سایه آن احکام کلی دانش و امهات مسائل دانش مضاف الیه به دست می آید. برخی دیگر فلسفه مضاف را مجموعه مسائل درجه دوم هر علم می دانند که بر اثر نگاه بیرونی به یک علم پدید می‌آید. تلقی و تعاریف دیگری نیز در این باره وجود دارد که دارای اهمیت هستند. برخی دیدگاه ها در این باره به نقد دیدگاه دیگر پرداخته است و برخی دیگر در صدد جمع بین تعریف و تلقی ها است، صرف نظر از وجود تعاریف گوناگون و در عین حال متفاوت دو مساله در اینجا اهمیت دارد نخست اینکه آیا از بین تعاریف گوناگون می توان به تعریفی اجماعی و جامع رسید و آن را مبنای تلقی ها در فلسفه های مضاف قرار داده و به بحث از فلسفه های مضاف پرداخت؟ یا هرگز نمی توان به وجه الجمعی در فلسفه های مضاف رسید و عنوان فلسفه های مضاف عنوانی نظیر جامع شتات است، نقدهای هر کدام از تلقی ها بر دیگری چیست؟ سخنان قایلین به عنوان «فلسفه مضاف» و مخالفان چنیین تعبیری چیست؟

*فلسفه مضاف چه تاثیری می تواند بر تولید علوم انسانی داشته باشد؟

صرف نظر از هر تعریف و تلقی از فلسفه مضاف، قول مختار هر صاحب نظر چگونه می تواند به تولید علم مضاف الیه منتهی شود به عبارت دیگر با تمرکز بر نوع مسائل و بحرانهای علم مضاف الیه، اتخاذ تلقی ها و مبانی چگونه در حل مسائل علم مضاف الیه کمک کرده و عملاً منجر به تولید علم می شود.

   1395/3/23 10:58    تعداد بازدید :  296


نام و نام خانوادگی :
ایمیل :
* متن کامنت :
 

خانه چاپ ارسال به دوستان نسخه متنی کوچک کردن متن بزرگ کردن متن دانلود خروجی پی دی اف خروجی میکروسافت ورد
تعداد بازدید : 296
0/10 (تعداد آرا 0 نفر )