تدوين کتاب هاي درسي ديني مدارس با رويکرد کلام تخصصي اشتباه است


اسفندياري طبسي - مدير گروه فلسفه دفتر تاليف سازمان پژوهش و برنامه ريزي کتب درسي گفت: وارد کردن رويکرد کلام تخصصي به آموزش و پرورش به همان شيوه اي که استادان در حوزه انجام مي دهند، آسيبي بود که در مدارس ما رخ داد.در نشست علمي وضعيت کنوني آموزش کلام که روز پنج شنبه با حضور چندتن از صاحب نظران رشته کلام در سالن همايش هاي پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي برگزارشد، وضعيت آموزش کلام در مدارس، دانشگاه ها و حوزه ها بررسي شد.محمدمهدي اعتصامي مدير گروه فلسفه دفتر تاليف و برنامه ريزي کتب درسي طي سخناني با موضوع «آموزش کلام در برنامه درسي» مدارس به کاستي هاي کتاب هاي ديني پرداخت و با اشاره به اين که تربيت ديني بنيادي ترين مسئله در آموزش و پرورش که مبناي همه تربيت هاي ديگر است، گفت: آموزش کلام از دو زاويه در آموزش و پرورش مطرح است.اول: مبناي اعتقادي و تقويت تئوريک تربيت در آموزش وپرورش و دوم درسي خاص در آموزش و پرورش. وي در توضيح بخش اول اظهار داشت: اگر بخواهيم فلسفه آموزش و پرورش را در نظام اسلامي طراحي کنيم، بايد به مبناي آن در حوزه هستي شناسي و معرفت شناسي ارزش ها که مبناي تعليم و تربيت هستند، برگرديم که اين مباني را بايد از اعتقادات ديني خود بگيريم و نظامي را تعريف کنيم که مبناي آن از اسلام گرفته شده باشد. او با بيان اين که تا کنون چنين کاري انجام نشده است. گفت: نظام آموزشي ما بيشتر مبتني بر تجربه هاي شخصي بوده است. افراد معتقد از تجربه هاي شخصي استفاده کردند و به شکل پيش فرض هاي نانوشته اين تجربه ها را در نظام آموزشي دخالت دادند.اعتصامي در توضيح اين که کلام در آموزش و پرورش تنها يک درس خاص است، گفت: در حوزه آموزش کلام چند نکته قابل ذکر است؛ اول اين که بايد بين آموزش کلام در آموزش و پرورش و دانشگاه ها فرق قائل شد. در دانشگاه کلام به عنوان يک تخصص در کنار ديگر تخصص ها مانند فقه، علم اخلاق، فلسفه و جامعه شناسي است و خود به خود ، نحوه ورود به اين رشته به عنوان يک تخصص مطرح است. به گزارش فارس مولف کتاب هاي درسي دين و زندگي دوره دبيرستان ادامه داد: در آموزش و پرورش، قصد نداريم به اين شکل تخصصي وارد بحث کلام شويم، بلکه اين بحث براي ما به عنوان يک پازل از اجزاي تربيت ديني قرار مي گيرد و در کنار بحث هاي رفتاري، اخلاقي، احکام صورت مي گيرد.اعتصامي تاکيد کرد: يک آسيبي که در مدارس کشور ما رخ داد، وارد کردن رويکرد کلام تخصصي به آموزش و پرورش بود، يعني به همان شيوه اي که استادان در حوزه انجام مي دادند.وي در ادامه سخنان خود با اشاره به اين موضوع که دانش آموز به اين دليل سراغ اصول اعتقادات نمي آيد که بعدها به دفاع از دين بپردازد، گفت: ما مي خواهيم دانش آموز را تربيت ديني کنيم و در اين زمان نياز به يک تجديد نظر احساس مي شود.وي افزود: به دليل سنت مرسوم، کتاب هاي درسي شامل سه بخش «اصول و عقايد»، «اخلاق و اعتقادات» و «احکام» هستند.در بحث اعتقادات، کاملا استدلال فني داشته و در بخش احکام، صرفا به بيان احکام پرداخته ايم و شکل تقليدي را بيان کرديم و کمتر وارد فلسفه احکام شديم، چون سنت بيان مسائل احکام و مسائل اعتقادي به اين نحو بوده است.وي با اشاره به اين که محور کار در آموزش و پرورش بايد تربيت ديني باشد که شاخصه آن شکوفايي استعدادهاي فطري انسان است، گفت: تربيت ديني اختصاص به درس ديني ندارد مجموعه دروس متکفل اين تربيت هستند و در آن نقش دارند.
 

آموزش کلام در دانشگاه

رضا محمدزاده استاد دانشگاه امام صادق(ع) هم با موضوع «آموزش کلام در دانشگاه» از ضرورت تحول در وضعيت کنوني آموزش کلام در دانشگاه سخن گفت و اظهار داشت: اهدافي را براي دانش کلام در نظر گرفته اند که يکي فهم دين و دومين هدف دفاع از چيزي است که مي فهميم. وي افزود: گاهي کلاس هاي کلامي براي اين که تبديل به ظرفيتي براي دفاع از دين شود، به محلي براي دامن زدن به شبهات و سوالات انحرافي مي شود.دکتر رضا اکبري استاد دانشگاه تهران هم در سخناني با عنوان «آموزش کلام در مسيحيت معاصر» گفت: اصطلاح کلام اصطلاحي است اسلامي و در سنت مسيحي بيشتر از واژه الهيات استفاده مي شود. او به کارگيري فلسفه تحليلي در مسيحيت را يکي از ويژگي هاي الهيات مسيحي دانست و افزود: استفاده از ابزار در خطابه، در مسيحيت نمود بارزي دارد؛ اما در دين ما، خطابه بيشتر جنبه متکلم وحده دارد و بيشتر سامعه و گاهي باصره است. يعني متکلم از اشارات و حرکت دست ها در خطابه استفاده مي کند.اکبري گفت: در حال حاضر، استفاده از ابزار فيلم و موسيقي در مسير خطابه از ديگر ويژگي هاي خطابه در سنت مسيحي است.وي تاکيد کرد: استفاده از مدل هاي نوين در خطابه، از روش هايي است که در باب آموزش عقايد به خصوص براي عامه استفاده مي شود. گاهي هم مشاهده مي کنيم که در يک خطابه، تقسيم وقت شده و يک بحث توسط چند نفر به مخاطبين ارائه مي شود.اکبري در ادامه سخنان خود گفت: طراحي مطالعات ميان رشته اي در دانشگاه ها از جمله اتفاقات جديد آموزش الهيات در مسيحيت است.وي افزود: آموزش معلمان دبيرستاني توسط استادان دانشگاهي، آموزش هر رشته تخصصي توسط متخصص و کارشناس آن رشته، استفاده از ابزارهاي گوناگون و خيريه ها براي رفع مشکلات مردم به منظور جلب و جذب مخاطب، استفاده از فيلم، ادبيات، هنر و عرصه زندگي براي بيان عقايد الهيات از ديگر شيوه هاي نوين آموزشي است که در مسيحيت معاصر شاهد آن هستيم.

آموزش کلام در حوزه

وضعيت آموزش کلام در حوزه موضوع سخنراني احمد پاکتچي استاد دانشگاه امام صادق(ع) بود که اظهار داشت: پس از خواجه نصيرالدين طوسي روندي بر کلام اتفاق افتاد که به فلسفي شدن آن انجاميد و در حقيقت خواجه نصيرالدين بر کلام اماميه و کلام ديگر مذاهب تاثير گذاشت.پاکتچي ادامه داد: استدلال هاي کلامي منتقدين به بحث هاي عرفي نزديکتر بود؛ اما پس از تاثير عميق فلسفه بر کلام اماميه سبب شد تا درک مردم از کلام فلسفي کمتر شود و مردم عادي درک کمتري نسبت به کلام فلسفي نسبت به کلام متقدمين داشته باشند.اين استاد دانشگاه امام صادق افزود: تحولي که در کلام بر اثر فلسفي شدن به وجود آمد، يک تحول چند جانبه است. از جمله اين که نظام فکري، جايگزين کلام عرفي شد و همچنين دامنه اصطلاحات فلسفي در کلام افزايش يافت.وي افزود: ما در حوزه هاي علميه اماميه با دو متن مواجه هستيم که کلام توسط آن ها آموزش داده مي شود.«تجريد الاعتقاد» اثر خواجه نصيرالدين طوسي و «باب حادي عشر» که علامه حلي آن را نگاشته و به عنوان برادر «تجريدالاعتقاد» مطرح شده است.پاکتچي ادامه داد: اين دو کتاب از نظر سطحي در نقطه مخالف هم قرار دارند به طوري که تجريدالاعتقاد جزو پيچيده ترين و باب حادي عشر جزء ساده ترين کتاب هاي علم کلام هستند.وي گفت: اين تفاوت سطح باعث شده است تا در حوزه هاي اماميه در سده هاي اخير، باب حادي عشر با شرح آن از فاضل مقداد به عنوان متن اصلي در آموزش عمومي و شرح تجريد از علامه حلي به عنوان متن اصلي در آموزش تخصصي محوريت يابند.وي در ادامه افزود: در شرح تجريد، سخن با امور عامه و مباحث جوهر و عرض که تماما فلسفي است و براي مباحث خاص کلام تنها ارزش مقدمي دارد، آغاز مي شود و با مباحث سنتي کلام شامل خداشناسي، نبوت، امامت و معاد ادامه مي يابد و در پيوستگي فصول، ارتباط عقلي آنها بيشتر موردتوجه است.پاکتچي ادامه داد: اما در باب حادي عشر، مباحث با مقدمه اي در وجوب معرفت اصول دين آغاز مي شود و بدون آن که به مباحث فلسفي بابي اختصاص داده شود، سخن از اصول دين آغاز مي شود.
جریان شناسی کلام شیعی ضروری است
حجت الاسلام محمدتقي سبحاني رئيس انجمن کلام اسلامي حوزه علميه قم هم در سخناني جريان شناسي کلامي شيعه را ضروري دانست و گفت: در حوزه آموزش تخصصي بايد دو ساحت را از هم تميز دهيم اول: آموزش عمومي و دوم آموزش هاي تخصصي و ما در هر دو بخش با مشکل مواجه هستيم. او با اشاره به اين که بايد به جريان هاي کلامي شيعي توجه کنيم و خود را به يک دوره خاص منحصر نکنيم به مشکلات آموزش کلام پرداخت و گفت: در کتاب هاي عمومي کلام، نويسنده گاهي اوقات از چند نظام مفهومي کاملا متفاوت و گاهي مخالف بهره گرفته که سطر و ذيل آن باهم هماهنگ نيستند و جدانساختن اين مفاهيم و چارچوب هاي مختلف فکري، مشکل اصلي آموزش کلام عمومي است.وي با اشاره به اين که ما امروز يکي از فرصت هاي تاريخي را در بازشناسي و بازانديشي کلام برعهده داريم، اظهار کرد: ما با يک تنوع و تکثر در پارادايم هاي کلام شيعي مواجهيم که فرصتي را براي محققان فراهم مي کند که با مطالعه آنها دست به انتخاب و تجديدنظر بزنند.وي که سخنان خود را با عنوان «جريان شناسي کلام شيعه» بيان مي کرد، در ادامه افزود: کلام شيعه در قرن دوم در کوفه آغاز شد و دوران طلايي اش دوره اي است که درست آغاز شکل گيري کلام معتزله يا اسلامي است که کاملا همآورد و در بسياري جهات، پيشگام بر کلام معتزلي است.وي افزود: در اين زمان ما يک دوران سکوت را مشاهده مي کنيم که پس از مدتي مدرسه بغداد سر برمي دارد که از مدرسه بغداد مي توان نوبختيان و معتزليان شيعه شده را نام برد و در اوج آن شيخ مفيد و سيدمرتضي هستند و دوشادوش اين مدرسه با مدرسه قم مواجه مي شويم.وي افزود: ويژگي هريک از دوره هاي تاريخي براي شيعه، همگرايي جريان کلامي و حديثي که در قرن دوم در کوفه آغاز شد اما به دنبال سکته معرفتي حاصل از سکوت و سکون شاهد آغاز جدايي دو تفکر شيعه هستيم، که استمرار اين شکاف در مدرسه حله مشاهده مي شود.سبحاني افزود: مدرسه حله، دومين نقطه عطف تاريخ کلام شيعه است و براي نخستين بار فلسفه مورد استقبال عالمان شيعه قرار مي گيرد. ابن ميثم بحراني و خواجه نصيرالدين طوسي که هنوز کلامي مي انديشند، ولي فلسفي رفتار مي کنند، پيش روان اين عرصه اند و محصول بزرگ اين دوره علامه حلي است.وي ادامه داد: اين تنوع و نقد شديد جريان در مقابل هم ادامه داشت تا اين که مرحله سوم کلام شيعه يعني مدرسه اصفهان رخ داد. در جريان مدرسه اصفهان، سه شخصيت اثرگذاري مي کنند و کلام شيعه را وارد مرحله اي مي کنند که هيچ يک از کلام هاي ديگر اسلامي وارد آن نشده اند و در اين مرحله محتواها به هم نزديک مي شوند.وي ميرداماد و دشتکي را شخصيت هايي دانست که انديشه هاي کلامي را به تدريج در فلسفه مي آميزند و يک دانش مياني توليد مي کنند و ما آن را به عنوان فلسفه کلامي مي شناسيم و در اوج آن صدرالمتالهين قرار دارد که تجلي آن را در شاگرد وي يعني فياض لاهيجي مي توان ديد.سبحاني همچنين به تولد سه جريان مدرن کلام شيعي اشاره کرد و در معرفي آنها گفت: اين جريان ها عمدتا از پايگاه علوم جديد وارد عرصه هاي فکري و اسلام شناسي شدند و طرحي را انداختند. يکي از آنها جرياني بود که با گرايش به دانش غربي، سعي مي کرد يک اسلام شناسي مدرن و شيعه شناسي مدرن ارائه کند. سران نهضت آزادي و در راسشان مهدي بازرگان و سحابي از اين الگو براي احياي کلام شيعي و اسلامي استفاده مي کردند.وي درباره ديگر جريان هاي مدرن کلام شيعي گفت: دومين جريان در دهه ۴۰ظهور و بروز پيدا کرد که بر محور جامعه شناسي به کلام شيعي نگاه مي کردند. از جمله دکتر علي شريعتي. جريان سوم نيز کساني بودند که از منظر معرفت شناسي و هرمنوتيک و با نگاه بنيادي به کلام شيعي مي نگرند.وي افزود: ما امروز با اين جريان کلام شيعي مواجه هستيم و نمي توانيم با تغافل نسبت به اين واقعيت معرفتي جامعه خودمان بنشينيم و با تاکيد بر يک گذشته خاص، ديگران را نبينيم و فکر کنيم که مي توان ديگران را با اين کلام راضي کرد.

جهت مشاهده منبع خبر اینجا را کلیک کنید.


 
   1392/9/13 13:44    تعداد بازدید :  1570


نام و نام خانوادگی :
ایمیل :
* متن کامنت :
 

خانه چاپ ارسال به دوستان نسخه متنی کوچک کردن متن بزرگ کردن متن دانلود خروجی پی دی اف خروجی میکروسافت ورد
تعداد بازدید : 1570
5.5/10 (تعداد آرا 10 نفر )